X
تبلیغات
رایتل

به پسرم




دوشنبه 31 تیر‌ماه سال 1392

روز دوم

دیشب سخت ترین شب زندگی من و آمنه بود، از طرفی شوک بستری شدن مبین 

 

همه رو بهت زده کرد و حرفی که دکتر بهم زد سرم رو تا آستانه انفجار  پیش برده بود 

 

(شب قبل دکتر بخش ویژه بهم گفت احتمال می ده قلب مبین بزرگ باشه و این باعث 

 

 مشکل تنفسیش شده) حالم انقدر بد بود که مریم باهام اومدو مامان اینا نذاشتن 

 

 شب تنها باشم. 

 

خداروشکر صبح که بیمارستان رفتم بهم گفتن دکتر قلب مبین رو اکو کرده و هیچ  

 

مشکلی نداشته اما تنفسش هنوز بهتر نشده بود. 

 

اونروز دکتر پارسا نژاد آمنه رو مرخص نکرد اما حال و روحیش کمی  بهتر شده بود 

 

طوری که نگذاشت شب کسی پیشش بمونه.